برنابرنا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

کودک من

مامانی به دنیا می آید...

سلام برنای عزیزم! یک سال چقدر زود گذشت، یکسال پیش روز تولدم ، پسرکم یه جنین 12 هفته ای بودی و من هنوز نی نی صدات می کردم ، یکسال پیش به آرومی مامانی بودن رو مزه مزه می کردم و حالادیگه قورتش دادم ، یکسال پیش تمام روز کتاب می خوندم و آهنگ گوش می کردم و حالا کتاب لحظه های تو رو می خونم و آهنگ صدای تو رو گوش می کنم و البته لالایی مورد علاقه ات رو  . یکسال پیش تو این شکلی بودی  و حالا این شکلی هستی و من مادری هستم که با تو متولد شدم دوست دارم پسر قشنگم! پسرکم در جشن کوچک سه نفره ما خواب بود، البته من و بابایی جشن کوچکمان را در سکوت کنار تخت تو برگزار کردیم و شمعهای تولدم را کنار تو فوت کردم. &nb...
12 خرداد 1394

نیکی به بیمارستان می رود...

نیکی کوچیک و قشنگ من، عزیز دل خاله انعکاس درد این روزهای تو را می توان ، در دل شکسته مادر و غم هستی، در نگرانی کشنده بابایی و نگاههای منضطرب همه ما دید. هفته دوم فروردین، وقتی بین بیقراری ناشی از سرماخوردگیت و اسهال ناگهانیت ، غده تخم مرغی شکلی زیر نافت دیده شد و مامان لاله گیج و نگران در جست جوی علت بود، چیزی گوشه ذهنم تلنگری زد که شاید از فتق باشه، اما باورش برایم سخت بود. مدت کوتاهی نگذشته بود که غده ناپدید شد ، اما نگرانی و چراها بقوت خود باقی بود.   مراجعه به چند دکتر و انجام انواع سونو و آزمایش ها، در نهایت به جراحی ختم شد، به تشخیص پزشک، قندک کوچک ما ، مبتلا به فتق مادرزاد کشاله ران است ، 24 فروردین دخترکم را جراحی...
25 فروردين 1394

تولد بابایی برنا

بابایی خوب و مهربون تولدت مبارک   شیرین مادر! امروز بابایی اولین تولدش بعد پدر شدن رو با برنای 43 روزه خواب آلود جشن گرفت، بعد از بهتر شدن حال عمومی پسرم ، یک هفته ای میهمان مامان نرگس و بابا رجب خواهیم بود و از دیروز به منزلشان آمدیم، برخلاف سال گذشته، نتوانستم جشنی برای تولد بابایی بگیرم و البته حتی هدیه ای، هوا آنقدر سرد است که جرات ندارم با تو بیرون بروم و بدون تو هم ممکن نیست، هر یکساعت شیر میخوری و بعد روزهای سخت عمل، به بودنم احتیاج داری، هدیه بابایی رو خشکه ( نقدی) حساب کردیم، انشالله سال بعد جبران می کنیم . تمام غروب و شب خواب بودی و تنها برای شیر خوردن بیدار شدی، حتی تلاشهای نیکا جون و مامان نا...
6 بهمن 1393

نیکی جون

پسری من که به دنیا بیاد نیکی جون تو 7 ماهگیشه، هر روز بزرگتر و شیرین تر می شه؛ خاله فدای خمیازه هات بشه، قربونت برم که همیشه خواب آلودی؛ بقیه عکسهای دختری قشنگ ما را در ادامه مطلب ببینید؛   ...
10 آبان 1393

نیکا جون

نیکا جون عاشق دختر خاله پنج ماهشه، ازش مراقبت می کنه، کنارش می شینه و دوست داره از هر چی می خوره به نیکی هم بده، یه عروسک به نام نیکی داره و تو روزهایی که نیکی پیش ما نیست از اون مراقبت می کنه: ...
10 آبان 1393

نیکا و ابی

نیکا جون، دختر خاله دوساله پسر کوچولوی منه، به آهنگهای ابی به شدت علاقه داره و باعث لعن و نفرین ابی از طرف ما می شه، این روزها ذهن خانم کوچولوی شیرین زبون ما درگیر کلیپ جدید ابی است که شخصیت همسر ابی، یاسی، از ساختمان پرت می شه و نیکا با نگاه غمگین، متفکر و جدی این داستان رو با تمام احساسش برامون تعریف می کنه: ...
30 مهر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد